اختلافات شیعه و سنی در اصول و فروع به دو چیز برمی گردد:

.بر این اساس شیعه به مرجعیت دینی امامان خود معتقد است و اهل سنت آن را قبول ندارد.
طبیعی است آنانی که حجیّت سخنان امامان(ع) را قبول ندارند، در شناخت اسلام (هم در بعد جهان بینی و هم در بعد ایدئولوژی) با شیعیان تفاوت داشته باشند. از اعتقاد و عدم اعتقاد به امامت و پیشوایی اهل بیت در امور دین، در میان مسلمانان در حوزه های فردی و اجتماعی مسلمانان نمودهای فراوانی دارد که به روشنی در حوزة فرهنگی شیعه و سنی خود را نشان می دهد.
بر اساس اعتقاد بسیاری از اهل سنت به عدالت و تنزیه صحابه، آنان بدون این که دربارة یکایک صحابه تحقیق کنند، تمامی روایات صحابه را می پذیرند، این رویکرد موجب می شود روایاتی را که از دیدگاه شیعیان فاقد اعتبار و حجیّت است، بپذیرند و به آن عمل کند.
پذیرش بی چون و چرای روایات صحابه که ریشه در اعتقاد به تنزیه و عدالت صحابه دارد، موجب پیدایش تفاوت ها و اختلافات در حوزه فرهنگی مسلمانان بین دو شاخه شیعه و سنی می گردد.
در موضوع امامت و مفهوم آن نیز اختلاف اساسی میان شیعه و اهل سنت وجود دارد.اهل سنت امامت را به عنوان رهبری اجتماع قبول دارند، ولی امامت به معنای مرجعیت دینی و به معنی ولایت را نمی پذیرند.
اهل تسنن برای هیچ کس حتی برای ابوبکر و عمر و عثمان چنین منصبی را قائل نیستند، از این رو عصمت را در امام و خلیفه لازم نمی دانند، ولی شیعه امامان خود را معصوم از خطا می دانند.
از این رو استاد مطهری(ره) اختلاف سنی و شیعه را در بحث امامت ریشه ای می داند و می گوید: «آن چیزی که شیعه به نام امامت معتقد است، غیر از آن چیزی است که آن ها به نام امامت معتقدند.
آن چه اهل تسنن به نام امامت معتقدند، یک شأن دنیایی امامت معتقدند. امام همان حاکم میان مسلمین، فردی از افرادی مسلمین که باید او را برای حکومت انتخاب کنند. آن ها بیش از حکومت بالا نرفتند، ولی امامت در شیعه مسئله ای است مقارن نبوت و بلکه از بعضی از درجات نبوت بالاتر است».
بر این اساس امامت از نظر شیعه جزء اصول دین است، ولی نزد اهل سنت از فروع دین محسوب می شود، زیرا امامت از منظر اهل سنت در حد رهبری سیاسی مسلمانان بعد از پیامبر است.
در این صورت یک مسئلة فرعی مثل نماز خواهد بود، اما امامت در شیعه مفهومی است نظیر نبوت. در حقیقت ولایت ادامه نبوت است. این از رو باید در کنار نبوت به عنوان یکی از اصول دین مطرح گردد.
اختلاف اصلی دیگر در منابع استنباط احکام اسلامی است.
اهل سنت در کنار کتاب و سنت و اجماع،‌ اجتهاد صحابه را نیز به عنوان یکی از منابع اصلی شناخت و تعیین احکام بر شمرده‌اند که منظور از اجتهاد،‌ عمل به رأی است. نزد شیعه و اهل بیت، قرآن و سنت دو منبع اساسی برای احکام الهی است و قیاس و عمل به رأی و اجتهاد جایگاهی ندارد.
آیا در زمان پیامبر(ص) و امام علی(ع) این اختلافات بود؟
در زمان پیامبر(ص) همة مسلمانان به یک گونه نماز می خواندند و وضو می ساختند. در این زمان شعبه ها و فرقه های مذهبی معنا نداشت، چون همه اقرار داشتند که آن چه پیامبر(ص) بیان می کند، درست است. اختلافات کم کم از هنگام رحلت پیامبر به بعد شکل گرفت. اولین اختلاف در مسئله ولایت و خلافت بعد از پیامبر(ص) بود که ریشة بسیاری از اختلافات در این مسئله قرار دارد. برخی از اختلافات در فروع و احکام دینی در زمان چند خلیفة اوّل پدید آمد، مانند نماز «تراویح» که در شب های ماه رمضان نمازهای مستحبی را اهل سنت به جماعت می خوانند. این از سنت عمر برخاسته است وبه عنوان اجتهاد عمر به رسمیت شناخته شد.این مسئله در زمان امام علی(ع) وجود داشت. حضرت به مبارزه با این عمل بدعت آلود پرداخت، ولی مردم آن را نپذیرفتند. کوتاه سخن این که اختلافات بعد از پیامبر(ص) تدریجاً در بستر زمان شکل گرفته است. و در آغاز وجود نداشت. البته اختلافات دیگری نیز در مسائل جزئی و امور عبادی وجود دارد، مانند نحوه وضو گرفتن، نحوه نماز خواندن که همه به همان مبانی بر می گردد که توضیح داده شد.
به جهت رعایت اختصار از ذکر یکایک اختلافات خودداری می کنیم. می توانید در این باره به کتاب نشانه های دو مکتب اثر سید مرتضی عسگری مراجعه نمایید.

/ 0 نظر / 8 بازدید