خدایا

آموزگار مهربانی
شرمسارم از اینکه  چون تو خدایی !



و چون ما بندگانی !




چون تو مهربان و بنده نواز  و بخشنده 



و چون بندگانی بی رحم و متجاو
ز خدا یا !شرمسارم  که بند گانت به نام تو سر از

 تن جدا می کنند




 
خدا یا !خجلم که بندگان تو به نام تو آزار و

 شکنجه می دهند و حقوق انسان هارا زیر پا
           
می گذارند



خدا یا !




شرمسارم  که بند گان  تو با نام تو حکومت می کنند




 
و دل های امید وار را مایوس می سازند
خدایا !

غصه دارم که مدّغیان راه تو در حال مشغول زر

 اندوزی هستند در حالی که 


  
مردانی شرمساراز فقر و نداری نزد زن و همسر خود سر در گریبان می کنند



خ
دا یا !





شرمسارم از این همه ریا و دقل بازی ! دل هایی که 



نور تورا ندیده اند امّا زبان و ظاهر



 آن ها  تو را فریاد می زند
 


 
خدا یا !






شرمسارم که بر در و دیوار شهرم همه جا نام توست




 امّا دریغ از اینکه در رفتار و کردار ما بتوانم تو را بیابم

خدا یا !
 




خجلم که ما بندگان از نعمتی چون فکر و اندیشه خود بهره ن





می بریم و عاقبت آن را نصیب و قسمت تو می دانیم

خدا یا !


 
شرمسارم که ما نمی خواهیم تو را آن گونه که هستی بشناسیم



 خدا یا !

شرمسارم که هنوز آنقدر تو را نشناخته ایم که تصوّر می کنیم


رای  
رابطه با تو باید کسی یا چیزی را نزد تو روان کنیم


خدا یا !  





خجلم که از زمان بت پرستی تاکنون نوعی پرستش در

 ذهن  ما نقش


 بسته که به ما اجازه نمی دهد بیشتر و هنوز خوی  بت

 پرستی در وجود ماست



خدا یا !


شرمسارم که در آسمان ها به دنبال تو می گردیم در

 حالی



 که تو با مایی و اگر خود اراده کنیم دست مارا می گیری



خدا یا !از این   ناراحتم  که روزی بسیاری از
/ 0 نظر / 18 بازدید