(شهر قصابه )قصابه گمنام تاریخ (مالک فصیحی)

باغ شهر قصابه ، شهر زیبا و قشنگ استان اردبیل و محل گردشگران است وشهر قصابه در استان اردبیل و در قسمت غرب شهرستان مشکین شهر واقع شده و از شمال شرقی به روستای احمد بیگلو و از شمال به روستای کوجنق و از جنوب به روستای خراوان و از جنوب شرقی به روستای خورشیدآباد(چتز)وازطرف غرب به روستا های خنجر و حبشه واز شرق به روستا های حیق ومزرعه خلف منتهی می شود

آدم ابوالبشر که آفریده شد و مسجود فرشتگان گردید و به این مقام بزرگ نایل آمدکه شایسته منصب خلیفة اللهى حق شود، اما نیروها و غرایزى که از روى حکمت الهى دروجودش نهفته بود براى ادامه زندگى، نیازمندى هاى دیگرى برایش به وجود آورد، از طرفىهدف از این خلقت با ارزش و امتیازهایى که بدو داده شد، تنها شخص آدم و آن یک فرد بهخصوص نبود، بلکه خدا مى خواست تا از او نسل هاى دیگر و انسان 


هاى بیشترى به وجودآورد و ارزش ‍ واقعى و گوهر اصلى این نوع خلقت را میان افراد باتقوا و بندگان بااخلاص خود به فرشتگان بنمایاند. به همین جهت، به خلقت فرد دیگرى از این نوع احتیاجبود تا زوج وى گردد و نسل آدم از آن دو در جهان پدید آید.
و از سوى دیگر آدم ازتنهایى رنج مى برد و مونسى مى خواست تا موجب آرامش دل و آسایش جان او شود و ازتنهایى برهد. به همین دلیل بود که خداى تعالى حوا را از زیادى گلى که آدم را از آنخلق کرده بود، آفرید و جان و روح در کالبدش دمید و همانند آدم خلقتش را کاملگردانید. و در روایتى است که خداوند حوا را از بدن خود آدم آفرید، و چون مردان ازآب و گل خلق شده اند، همت و هدفشان رسیدن به همان آب و گل (و ازدیاد آن ) است، وزنان چون از مردان آفریده شده اند، همت و هدفشان مردانند(یعنى تا جاى ممکن، باید آنها را از معاشرت با مردان حفظ کرد).در هر حال خداوند, ابتدا نطفه آدم را درآب حیات(پرتوپلاسم) غوطه ور ساخت و از مواد آلى زمین روزى داد تا بالید و اندام گرفت و روحخود را در او دمید. پس از آشنایى و عرضه بر فرشتگان و سجده آنان وامتناع ابلیس کهماجراى آن در متن قرآن مجید و تاریخ انبیاء مسطور است, نطفه حوا را نیز به همانصورت پرورش داد تا جفت مأنوس آدم باشد, آن گاه فرمود: اى آدم با جفت خود در بهشتمأوى بگیر و از هر میوه اى تناول کن و از هرنعمتى بهره برگیر, جز این که نبایدازاین درخت تناول کنید, وگرنه از سیه کاران مى شوید. این را بدانید که این شیطاندشمن شما است, دشمن قسم خورده, مبادا به تسویلات او گوش دهید که شما را ازاین بهشتخرم بیرون مى کند و به بدبختى مى کشاند.
نام گزاری حوا
در قرآنکریم، واژه «حوا» و علت نام گزاری آن بیان نشده است؛ ولی در عهد عتیق نام حوا و سببآمده است، از این رو، قاموس کتاب مقدس حوا را بدین سبب حوا نامیده؛ که، او درآفرینش اولیه خویش از موجودی زنده ی بنام آدم خلق شده، و نیز در داستان تورات، حضرتآدم، حوا را نساء نامیده است: «همانا این است استخوانی ازتخوانهایم و گوشتی ازگوشتم از این سبب نساء نامیده شودزیرا که زانسان گرفته شده(پیدایش2: 23)! به اینعلت، وجود زن در عهد عتیق نسبت به مرد، طفیلی مطرح شده است.
مادهاولیه خلقت حوا
درباره ماده اولیه خلقت حوا دو نظریه وجود دارد:
الف-از دنده هاى پهلوى آدم علیه السلام
سدى از ابن عباس و ابن مسعود و گروهى ازصحابه نقل کرده است که چون ابلیس از بهشت رانده شد و آدم در آن ساکن گشت، در آنجاتنها ماند و با او کسى نبود که بدو آرام گیرد، سپس خداى تعالى او رابه خواب فرو بردو دنده اى از دنده هاى پهلوى چپ او را بیرون کشید و به جاى آن گوشت نهاد و حوا رااز آن دنده آفرید. چون بیدار شد و بالاى سر خود زنى را یافت از وى پرسید که«توکیستى؟» گفت: زنى. گفت: تو را براى چه آفریدند؟ گفت: براى این که تو به من آرامگیرى. فرشتگان [ به آدم ] گفتند: نامش چیست؟ گفت: حوا. گفتند: چرا حوایش نامیدند؟گفت: چون او را از چیز زنده آفریدند.
حسن بصرى از رسول خدا صلى الله علیه و آلهو سلم روایت کرده که فرمودند: «ان المرأ خلقت من ضلع الرجل فان اردت أن تقیمهاکسرتها و ان ترکت انتفعت بها و استقامت»همانا زن از استخوان پهلوى مرد[ دنده ] آفریده شده، اگر بخواهى راستش کنى آن را مى شکنى و اگر رهایش کنى بدان فایده یابى واو راست گردد. فخر رازى درباره خلقت حوا از آدم با توجه به آیات سوره نساء و اعرافادعاى اجماع کرده است. درباره نظریه فوق باید بگوییم که آیات قرآن در این بارهصراحتى ندارند و چنین بینشى به احتمال قوى نشأت گرفته از تورات تحریف شده واسرائیلیات است.
ب) از باقى مانده گل آدم
از امام باقر علیه السلامروایت شده که: «ان الله تعالى خلق حوأ من فضل الطین التى خلق منها آدم»، خداوند حوارا از باقى مانده گل آدم بسرشت.علامه طباطبایى معتقد است که مراد از«و خلق منهازوجها» این است که زوج آدم هم مثل خودش از همین نوع(گل) است و این همه افرادپراکنده، به دو فرد همانند بر مى گردد. صاحب المنار با توجه به آیات مربوط بهآفرینش حوا و به ویژه آیه«خلق لکم من أنفسکم ازواجا»(روم، 21)«ازنوع خودتان همسرانىبراى شما آفرید»، مى گوید: مقصود این است که خدا زن را از جنس آدم آفرید، و روشناست که مراد این نیست که هر زنى را از پیکر همسرش آفریده باشد.
نحوه خلقت حوا در آیاتقرآن
خداوند می فرماید: «و هو الذى خلقکم من نفس واحدة و جعلمنها زوجها لیسکن إلیها فلما تغشها حملت حملا خفیفا فمرت به فلما اثقلت دعوا اللهربهما لئن اتیتنا صالحا لنکونن من الشاکرین» (اعراف / 189) ترجمه: اوست خدایى کههمه شما را از یک تن آفرید و از او نیز جفتش را مقرر داشت تا با او انس و آرام گیردو چون با او خلوت کرد بارى سبک برداشت پس آن بار (حمل) مدتى (در رحم) بزیست تاسنگین شد که آنگاه هر دو خدا را خواندند که اى پروردگار ما، اگر فرزند صالحى به ماعطا کردى از شکرگزاران تو خواهیم بود.
ب) خلق منها زوجها - از او جفتش را آفرید
خداوند می فرماید: « یا ایها الناس اتقوا ربکم الذى خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهارجالا کثیرا و نساء» (نساء / 1)ترجمه: اى مردم بترسید از پروردگار خود، آن خدایى کههمه شما را از یک تن بیافرید و هم از آن، جفت او را خلق کرد و از آن دو تن خلقىبسیار در اطراف عالم از مرد و زن برانگیخت. آیه «خلق منها زوجها» بیانگر این نکتهاست که افرادانسان از حیث «حقیقت و جنس» یک واقعیتند و با همه کثرتى که دارند همهاز یک ریشه و اساس هستند مخصوصا که مى فرماید «و بث منها رجالا کثیرا و نساء...» ازآن دو تن خلقى بسیار در اطراف عالم از مردان و زنان برانگیخت به علاوه ظاهر جمله «وخلق منها زوجها» این است که همسر و جفت آدم از نوع خود او انسانى بود.
ج) یخلقکم فى بطون امهاتکم خلقا من بعدخلق
خداوند می فرماید: « خلقکم من نفس واحدةثم جعل منها زوجها و انزل لکم من الانعام ثمانیة ازدواج یخلقکم فى بطون امهاتکمخلقا من بعد خلق فى ظلمات ثلاث..» (زمر / 6) ترجمه: او شما (نوع بشر) را از یک تن (آدم) آفرید پس از آن، جفت او (حوا را) قرار داد و براى شما نوع بشر هشت قسم ازچهار پایان ایجاد کردو شما را در باطن رحم مادران در سه تاریکى (مشیمه، رحم و شکم) با تحولات گوناگون بدین خلقت زیبا بیافرید...
این آیه شریفه به سه موضوع تصریحمى نماید:
1- خلقت بنى آدم از نفس واحده است یعنى از حضرت آدمى که جفتش ازجنس خودش است و در انسانیت و وجود همانند مى باشند.
2- خلقت هشت قسم چهار پابراى انسان.
3- ذکر بعضى مراحل خلقت انسان چنان که قبلا یک مرحله را یادآورشدیم «من ماء مهین» نطقه بى قدر.
مقصود از عبارت «یخلقکم فى بطون امهاتکم» کیفیت خلقت و تکثیر آن است. و این که انسان را در این مورد خطاب کرد و حال آن کههشت قسم حیوان نیز این چنین اند، بدین دلیل است که انسان داراى عقل است از این روخطاب «یخلقکم» را به انسان قرار داد نه همه مخلوقات. و معناى «خلقا من بعد خلق» اشاره به این دارد که نطفه را به علقه و علقه را به مضغه تبدیل مى کند.و مقصود ازظلمات ثلاثه به طورى که گفته اند: ظلمت شکم، رحم، و مشیمه (تخمدان) است، این معنارا مجمع البیان از امام باقر(ع) روایت کرده است. و نیز گفته شده مراد از ظلمات ثلاثصلب پدر، رحم مادر و مشیمه (تخمدان) است. لکن این اشتباه است زیرا آیه مى فرماید «فى بطون امهاتکم» و اشاره اى به پشت پدران ندارد.

علت خلقت حوا درقرآن
از ظاهر آیه«هو الذى خلقکم من نفس واحد و جعل منها زوجها لیسکنالیها»(اعراف، 189)، چنین بر مى آید که خداوند همسر آدم را جهت آرامش گرفتن او خلقکرد. طبرى به نقل از ابن عباس و ابن مسعود مى نویسد: آدم در حالت بهت ترس آورى دربهشت گردش مى کرد و هیچ همدوش و رفیق نداشت.
ازدواج فرزندان آدم چگونه بود ؟
حضرت آدم چندین فرزند داشته است به نام های قابیل و هابیل و شیث و لوزا و ... ودر روایات هست که وصی حضرت آدم حضرت شیث بوده است و هموست که انبیا از نسل او هستند .
اما ادامه نسل آدم و حوا از چه طریقی بوده است ؟ احتمالات مختلفی وجود دارد که ما در زیر به بررسی آنها می پردازیم :
1)      برخی احتمال داده اند که فرزندان آدم با باقی مانده نسل های گذشته از انسانهای پیشین ازدواج کرده اند چرا که برخی روایات دلالت دارد  بر اینکه قبل از آدم نسل ها یی از آدم های پیشین بوده اند و آدمی که جد همه ماست آخرین آدم از آدم های گذشته است .بر خی دیگر از اشارات برخی از ایات قرآن به وجود آدم های قبل از نسل حضرت آدم استناد می کنند .( مانند آیه ای که در اعتراض فرشتگان به خلقت آدم به خونزیزی و قتل انسانها اشاره گردیده است .)
اشکال این احتمال این است که سند محکمی ندارد و علاوه بر آن در سوره نساء به صراحت خداوند فر موده است انسانها را از دو نفر ( آدم و زوجش ) آفریده است و مدخلیتی برای دیگران قایل نشده است . پس این احتمال مردود است .
2)      برخی با استناد به برخی از روایات گفته اند که خداوند برای فرزندان آدم از آسمان حورالعین ( زنان آسمانی ) و یا زنانی از جن  فرستاد و آنان با آن زنان آسمانی ازدواج کردند و بقیه نسل آدم از ادواج نوه های آدم با یکدیگر ادامه یافت .
این بیان چند اشکال دارد : اشکال اول اینکه آیا ازدواج یک انسان با زنان آسمانی و یا با جن ها ممکن است یا نه ؟ بسیاری از فلاسفه ازدواج این دو را با هم غیر ممکن می دانند . در جواب این اشکال می توان گفت : چون فلسفه و عقل انسان از ماهیت وجود جن و حوری اطلاع درستی ندارد پس نمی تواند در این مورد قضاوت کند . پس این اشکال وارد نیست علاوه بر آن در بسیاری از آیات قرآنی ازدواج انسان با زنان بهشتی در قیامت ذکر گردیده است .
اشکال دوم اینکه این روایات فقط مشکل ازدواج پسران آدم را حل می کند ولی مشکل ازدواج دختران آدم همچنان باقی است چرا که در روایات اشاره ای به مردان بهشتی و یا مردانی از جن نشده است . شاید بتوان این اشکال را با این بیان حل کرد که بگوییم دختران آدم ازدواج نکردند . و یا اینکه بگوییم  آدم اصلا دختری نداشته است ولی هیچکدام از این جوابها درست نیست چرا که مطابق روایات آدم هم دختر داشته و هم صاحب پسر بوده است و محروم کردن دختران آدم از ازدواج ظلم محسوب می شود و خدا و پیا مبرش چنین ظلمی در حق دختران روا نمی دارند .
اشکال عمده دیگری که بر این بیان وارد است این است که طبق آیه صریح سوره نساء خداوند انسانها را از دو نفر ( آدم و زوجش ) آفریده است و مدخلیتی برای دیگران قایل نشده است . فلذا این احتمال نیز چنگی به دل نمی زند .
 3)      وجه سوم این که بگوییم پسران آدم با دختران آدم ازدواج کردند بدین طریق که بچه های آدم همگی دو قلو بوده اند و این دوقلو ها حق نداشته اند با همتای خود ازدواج کنند بلکه هابیل با قلوی قابیل و قبیل با قلوی هابیل ازدواج کردند .
در اما اشکالی که بر این وجه وارد است اینکه چگونه ازدواج خواهر و برادر ممکن است  ؟ آیا خداوند امر به ازدواج خواهر و برادر کرده بود؟ در حالیکه این یکی از بزرگترین گناهان می باشد ؟
جواب این اشکال گفته اند : حوا دو تا رحم داشته است و در هر رحم یکی از دو قلوها زاده شده است .ولی این جواب چنگی به دل نمی زند چرا که هیچ دلیلی بر ای گفتار وجود ندارد علاوه بر آن اگر فرض کنیم حوا دو تا رحم داشته باشد و یا اصلا بنا بر فرض آدم دو تا زن داشت و هر دو قلو از یک زن زاده می شد بازهم فرزندان آدم برادر و خواهر بودند چرا که پدر همه آنها ْآدم بوده است .
جواب دیگری که گفته شده است این است که در آن زمان استثنائا ازدواج خواهر و برادر حرام نبوده است و بعد از آن زمان برای همیشه چنین ازدواجی تحریم شده است . حال شاید یکی بپرسد زمان حضرت آدم و زمان ما چه تفاوتی با هم دارند که در آن زمان ازدواج خواهر و برادر حلال بوده است ولی در زمانهای بعدی حرام شده است .
مگر حرام بودن یک عمل به خاطر ضرر های آن نیست . پس چرا در دو زمان دو حکم متفاوت در این مورد از طرف خدا صادر شده است ؟
در جواب این سوال نیز گفته شده است : همانطوریکه یک فرد انسانی دوره های مختلف رشد و حیاتی دارد یک زمانی جنین است و از خون درون مادر تغدیه می کند و در زمان دیگر  نوزاد است و از شیر مادر تعذیه می کند و در زمان دیگر که بزرگ شده است نه از خون مادرش می تواند تغدیه کند و نه از پستان مادرش می تواند شیر بخورد بلکه نیازهای انسانی به کلی فرق می کند . جامعه انسانی نیز چنان است و در زمان حضرت آدم این جامعه دوران طفولیت خود را  سپری می کرد و نیازهایی داشت که در زمانهای بعدی این نیازها را نداشت . در آن زمان نیاز به ازدواج با خواهر داشت و ضرری هم متوجه آن جامعه از این جهت نبود چنانچه جنین انسانی از تغذیه خون مادر با ضرری مواجه نمی شد .
بعد از این که فرزندان آدم با همدیگر ازدواج کردند در دوره بعدی که این نیاز رفع شد چنین ازدواجی تحریم شد چرا که نیازهای دوره جدید با دوره اول متفاوت بود و به این ترتیب احکام حلال و حرام به فرا خور نیاز های جامعه انسانی تشریع می شد تا اینکه جامعه انسانی رسید به سن بلوغ و از این به بعد دیگر نیازهای اولیه زندگی انسانی با یکدیگر تفاوت نداشت و با رسیدن جامعه انسانی به سن بلوغ  آخرین دین الهی نیز به عنوان دین کامل و جاویدان برای انسانها از طرف خدا  توسط آخرین پیا مبر تشریع گردید و انسانها تا قیامت نیاز های ضروری خود را از این دین می توانند اخذ بکنند .  و در این نیاز ها فرقی بین انسانها نیست چه انسانی که با شتر مسافرت می کرد چه انسانی که با هواپیما مسافرت می کند چرا که دین خاتم به طوری تشریع گردیده است که کلیات را مطرح نموده است و جزئیات را می توان از روی آن کلیات در هر عصری استنباط نمود به چنین کسانی که قدرت این استنباط را داشته باشند مجتهد گفته می شود .
اشکال دیگری که بر این وجه وارد کرده اند این است که چرا برخی از روایات به شدت با این وجه مقابله کرده اند در جواب آن گفته می شود روایات بر اساس سطح شعور و فهم افراد متفاوت بوده است .
مانند این روایت : کسی از امام صادق علیه السلام پرسید: آیا خدا می تواند دنیا را در یک تخم مرغ جا دهد بی آنکه تخم مرغ بزرگ شده و یا دنیا کوچک شود امام فر مود : بله : به چشم خود که کوچکترین عضو بدنت می باشد نگاه کن چگونه کوهها و آسمان به این بزرگی درچشم تو جای گرفته است بدون آن که اندازه یکی از آنها تغییر یابد.
ولی در روایتی دگر از امام  رضا علیه السلام  و حضرت علی علیه اسلام  همین مساله را فرد دیگری سوال می کند امام می فر ماید : این موضوع محال است و چیزی که محال است قدرت بر آن تعلق نمی گیرد .
در مورد این مساله نیز امامان جوابهای گوناگونی به فرا خور فهم و شعور سوال کننده فرموده اند .
علاوه بر آن این سوال هیچ اهمیتی در زندگی انسان ندارد که فرزندان آدم چگونه ازدواج کرده اند بلاخره آنها ازدواج کرده اند و ازدواج آنا ن به دستور خدا بوده است حالا این مساله چه ارتباطی به ایمان و کفر انسان دارد ؟
احکام حلال و حرام در زمانهای مختلف برای جامعه های مختلف متفاوت بوده است تا اینکه جامعه انسانی به بلوغ فکری خود رسید و خداوند با فرستادین دینی کامل اختلاف در احکام را لغو کرده و همه انسانها را امر کرد از احکام آخرین دین استفاده کنند. 
سوال:
هابیل با چه کسی ازدواج کرد؟ نسل انسان چگونه بعد از آنها گسترش یافت؟
 پاسخ:
این سؤال از دیر باز مطرح بوده است که فرزندان حضرت آدم با چه کسانی ازدواج کرده اند؟ آیا آنان با خواهران خودشان ازدواج کرده اند؟ آیا آنان با همسرانی از جنس ملک یا جن ازدواج کرده اند؟ آیا آنان با انسان های دیگر ازدواج کرده اند؟ اگر با خواهران خود ازدواج کرده باشند با توجه به حرمت ازدواج برادر و خواهر در تمام ادیان و شرایع، چگونه این ازدواج قابل توجیه است؟
در این‌ باره‌ در میان‌ دانشمندان‌ اسلامی‌ دو نظریه وجود دارد و هر کدام ‌برای‌ خود دلایلی‌ از قرآن‌ و روایات‌ ذکر کرده‌اند. اینک‌ ما هر دو نظریه را به‌ طور اجمال‌ نقل‌ می‌کنیم‌:
1. آنان با خواهران خودشان ازدواج کرده اند. از آن جا که در آن‌ زمان‌ (آغاز خلقت) هنوز قانون‌ تحریم‌ ازدواج‌ خواهر و برادر از طرف‌ خداوند قرار داده‌ نشده‌ بود و از طرف دیگر چون‌ راهی‌ برای‌ بقای‌ نسل‌ بشر، غیر از این‌ راه‌ نبوده‌، ازدواج‌ آنان‌ با یکدیگر صورت‌ گرفته‌ است؛، زیرا حق قانون گذاری ‌ از آن‌ خدا است‌ چنان که قرآن می فرماید: "ان‌ الحکم‌ الاّ لله"؛ حکم تنها از آن خدا است.[1]
علامه طباطبائی (ره) در این زمینه می فرماید: "ازدواج در طبقه اوّل بعد از خلقت آدم و حوا؛ یعنی در فرزندان بلافصل آدم و همسرش بین برادران و خواهران بوده است و دختران آدم با پسران او ازدواج کرده اند؛ چون در آن روز در تمام دنیا نسل بشر منحصر در همین فرزندان بوده ..... بنابراین، هیچ اشکالی ندارد (اگر چه در عصر ما خبری تعجب آور است و لیکن) از آن جایی که مسئله، یک مسئله تشریعی است و تشریع هم تنها و تنها کار خداوند تعالی است، لذا او می تواند یک روز عملی را حلال و روز دیگر حرام کند. [2]
به نظر صاحب تفسیر نمونه قائل شدن به این نظریه عجیب نیست : "اشکالی ندارد که‌ به‌ طور موقت‌ و به‌ جهت‌ ضرورت‌، برای‌ عده‌ای‌ این‌گونه‌ ازدواج‌ در آن‌ زمان‌ بلا مانع‌ و مباح‌ باشد و برای‌ دیگران‌ عموماً تحریم ‌ابدی‌ شود".[3]
طرفداران‌ این‌ نظریه‌ از آیات قرآن مجید نیز برای‌ خود دلیل‌ می‌آورند که‌ خداوند عالم‌ چنین‌ می‌فرماید: "از آن‌ دو (آدم‌ و حوا) مردان‌ و زنان‌ فراوانی‌ در روی‌ زمین‌ منتشر ساخت‌".[4]
علاوه‌ بر این‌ در روایتی‌ که‌ مرحوم‌ طبرسی‌ در "احتجاج‌" از امام‌ سجاد (ع‌) نقل‌ می‌کند این‌ مطلب‌ تأیید شده‌ است‌.[5]
2. نظریه دیگر آن‌ است‌ که‌ چون‌ ازدواج‌ فرزندان‌ آدم‌ با یکدیگر ممکن‌ نبود؛ زیرا ازدواج‌ با محارم‌ یک‌ عمل‌ قبیح‌ و زشت‌ و شرعا حرام است‌، فرزندان‌ آدم‌ با دخترانی‌ از جنس بشر ولی از نژاد و نسل‌ دیگر که‌ از نسل های قبل در روی‌ زمین‌ باقی مانده بودند ازدواج‌ کردند. بعدهاً که‌ فرزندان‌ آنها با هم‌ پسر عمو شدند، زناشویی‌ میان‌ خود آنان‌ صورت‌ پذیرفت‌. این‌ نظریه را نیز بعضی‌ از روایات‌ تأیید می‌کند؛ زیرا نسل‌ آدم‌ نخستین‌ انسان‌ روی‌ زمین‌ نبوده،‌ بلکه‌ پیش‌ از آن‌ نیز انسان هایی‌ در زمین‌ زندگی‌ داشته‌اند، ولی این قول با ظاهر آیات قرآن نمی سازد؛ زیرا طبق آیه شریفه قرآن نسل‌ بشر فقط‌ به‌ وسیله‌ این‌ دو تن‌ به‌ وجود آمده ‌است‌. پس در حقیقت این دسته از روایات معارض با قرآن هستند و ما نمی توانیم آنها را بپذیریم.
از این استدلالات می توان نتیجه گرفت که طبق آیات قرآن این نظریه که هابیل و قابیل با همسرانی از جنس ملائکه یا جن ازدواج کرده باشند نیز باطل است؛ زیرا ظاهر این‌ آیه‌ می‌گوید که‌ نسل‌ بشر فقط‌ به‌ وسیله این‌ دو تن‌ (آدم و حوا) به‌ وجود آمده ‌است‌[6]، و اگر غیر از این‌ دو در بقای‌ نسل‌ او دخالت‌ داشتند، باید بفرماید: به‌ وسیله‌ این‌ دو و غیر آنان‌ ... .
علامه طباطبائی (ره) در این زمینه می فرماید: "نسل موجود از انسان تنها منتهی به آدم و همسرش می شود و جز این دو نفر هیچ کس دیگری در انتشار این نسل دخالت نداشته است".[7]
بنابراین، باید ما آن دسته از روایات را قبول کنیم که موافق با آیات قرآن است که حاصل آن قول اوّل است.
-------------------------------------
[1] یوسف‌، 40.
[2] ترجمه المیزان، ج 4 ، ص 216.
[3] ر.ک: تفسیر نمونه، ج3، ص247.
[4] نساء ، 1 ، "وبث‌ منهما رجالاً کثیراً و نساءاً".
[5] الاحتجاج، ج 2 ، ص 314.
[6] نساء ، 1 ، "وبث‌ منهما رجالاً کثیراً و نساءاً".
[7] ترجمه المیزان، ج 4 ، ص 216.

[ ۱۳٩٢/٥/۳٠ ] [ ٩:٤٦ ‎ب.ظ ] [ مالک فصیحی ]