(شهر قصابه )قصابه گمنام تاریخ (مالک فصیحی)

باغ شهر قصابه ، شهر زیبا و قشنگ استان اردبیل و محل گردشگران است وشهر قصابه در استان اردبیل و در قسمت غرب شهرستان مشکین شهر واقع شده و از شمال شرقی به روستای احمد بیگلو و از شمال به روستای کوجنق و از جنوب به روستای خراوان و از جنوب شرقی به روستای خورشیدآباد(چتز)وازطرف غرب به روستا های خنجر و حبشه واز شرق به روستا های حیق ومزرعه خلف منتهی می شود

خّیری چون پشه آنوفل

تاریخ آئینه ای است که انسانها ی گذشته را بعد از گذشت زمان به آیندگان به عنوان الگو و سرمشق نشان داده ودر بلندی خود قرار می دهد که در این بلندی, انسانها در دو گروه کاملا متضاد و در جبهه مخالف نمایان می شوند,گروه اول انسانهای ظالم,ستمگر,جنایتکار ,مطرود ومتروک جامعه بوده که دائما در 


طول تاریخ مورد نفرت قرار گرفته وفقط از چنین افراد نام بد , جنایتها , ویرانی و خرابی بجای مانده ولی گروه دوم انسانهای شایسته,ایثارگر,عدالتخواه, متقی ,متشخص ,راهنمای انسانها وغیره در اوراق تاریخ خودنمایی می کند و برای جوامع بشریت هادی و راهنما بوده و خیل عظیم انسانها را به سوی هدف تعالی که همان قرب الهی است سوق می دهد.اما گروه دوم خود در اصل به دو دسته تقسیم شده است .دسته اول افرادی که تمامی گفتار و گردارشان به قصد قربت بوده نه ما سوی الله,که همیشه جاوید تاریخ هستند.و دسته دوم در جلی وظاهر چون اولی قصد قربت داشته ولی در خفی وباطن ماسوالله را گرفته و قربتاً الله پشت کرده و تیشه بر ریشه اش می زند وبا نیرنگ و فریب انسانهای پاک را فریفته وبرنده مقام وموقعیت اجتماعی کذایی است ودر مقابل جامعه چون سرو, قد خیری وشجاعت و نیکی علم کرده واما در واقع برای تاریخ مدیون است چرا که بعنوان الگو از چنین افرادی در تاریخ یاد می شود.
در شهرها گاهی دیده می شود دسته دوم یعنی فرد متکی به ما سوی الله که قریت الی الله را فدای منافع خفی کرده و در داد وستد ها و قرار دادها وخرید و فروشها با حیله وتزویر ومکاری بیچارگان و مظلومان را می دردو با حرکت مرموزانه و سود جویانه و حرکتی همانند حرکت مورچه در دل سیاهی شب و مانند پشه آنوفل خونها را با فنون خاص مکیده و جهت عوامفریبی و نفوذ در دولتمردان بعد از مکش, دست به اعمالی به ظاهر خیر و نیک زده و ستون وپایه استفاده از مزایای عمومی جامعه را بعنوان خیر به زمین کوفته و بدین روش به نیل پلیدش می رسد.
آیا چنین فردی با خود اندیشیده که می توان بندگان خدا را فریفت اما خدا را نمی توان,چون انسانها به ظاهر است و خدا به باطن,و چگونه بخود اجازه داده که خودرا به دروغ در صف خیرین و نیکوکاران قرار داده,وچرا روز به روز به چرثومه مکاریش می افزاید وچرا از مقتدایمان علی (ع) تبعیت نمی کند و می خواهد قارون زمان شود.
تاریخ با صدای طنین انداز وگوش خراش ووااسفا وباناقوس خویش آوازه می خواندکه دیگرماسوی الله بس است وارجع الی ربک را آویزه گوش قرار بده چون آخر هر سیاهی و تاریکی, سپیده دمی وروشنایی است و بس!!!! 

[ ۱۳٩۱/٩/٢٠ ] [ ٥:٠٥ ‎ب.ظ ] [ مالک فصیحی ]